پرونده سورج: دادخواست غرامت ایالتی مختومه شد

در طول جلسه توجیهی، سوالات زیادی از سوی حضار از تیم دفاعی پرسیده شد.

روز دوشنبه، ۳ فوریه ۲۰۱۴، دادخواست مربوط به پرونده سوراج که به دنبال دریافت غرامت از دولت بود، به نتیجه رسید.
گالری پر بود و حدود ۲۰ نفر که می‌خواستند در آن شرکت کنند، در سالن انتظار منتظر بودند.
این آخرین دفاعیه بود، اما فقط طرف شاکی صحبت کرد و از طرف متهم هیچ استدلالی مطرح نشد.

(اظهار نظر همسر شاکی)
ابتدا همسر شاکی آخرین اظهارات خود را بیان کرد.

این بیانیه‌ها پر از خاطراتی از سورج بود، مانند اینکه چگونه او تصویرسازی می‌کرد، حکایاتی درباره رستوران سوبا که سورج، که عاشق رشته فرنگی سوبا بود، مرتباً به آن می‌رفت، و مکالماتی که آن دو در پارکی که اغلب هنگام شکوفه‌های گیلاس در آن قدم می‌زدند، داشتند. برخی از تماشاگران هنگام گوش دادن به بیانیه‌ها نتوانستند جلوی اشک‌های خود را بگیرند.

در همان ابتدا همسرش گفت: «من تکیه‌گاه عاطفی‌ام را از دست داده‌ام و زمان به بن‌بست رسیده است.»
این جمله‌ای بود که ما را به صدور حکم بهتری امیدوار کرد تا زمان همسرش هر چه زودتر رو به جلو حرکت کند.
پس از اظهارات نهایی همسر سورج، وکلای شاکی دفاعیات پایانی خود را ارائه کردند.

(دفاعات پایانی و گزارش‌های تیم دفاعی)
ابتدا دادگاه آنچه را که در روز حادثه در ۲۲ مارس ۲۰۱۰ اتفاق افتاده بود توضیح داد و حقایق وقایعی را که در چهار سال منتهی به حادثه رخ داده بود و هرگونه اقدام غیرقانونی را تأیید کرد.
پس از این حادثه، دولت هرگز خانواده را از این حادثه مطلع نکرد.
حتی پس از انجام مراحل حفظ شواهد، دولت از افشای بسیاری از شواهد خودداری کرد.
فیلم ویدئویی این حادثه که در نهایت منتشر شد، نشان داد که به محض ورود سورج و مأموران مهاجرت به هواپیما، ضبط متوقف شده است.

علیرغم تلاش دولت برای پنهان کردن حقیقت این حادثه، بسیاری از حقایق تلخ از طریق بازجویی‌های مقامات مهاجرت در دعاوی مربوط به درخواست غرامت از دولت، آشکار شده است.
استفاده از وسایل محدودکننده (مانند حوله و بست کابلی) روی سورج که طبق قوانین مجاز نبود.
مجبور کردن سورج به یک موضع کنترلی غیرضروری.
اظهارات ماموران اداره مهاجرت مبنی بر اینکه سورج مقاومت کرده، دروغ محض بود.
بر اساس این حقایق که آشکار شده است، مشخص است که اقدامات مأموران مهاجرت در روز حادثه «افراطی»، «غیرضروری» و «غیرقانونی» بوده و بنابراین طبق قانون جبران خسارت ایالتی غیرقانونی است.

سپس رابطه علی بین مرگ سورج و اقدامات مأموران مهاجرت مورد بحث قرار گرفت.
او گفت: «ادعای وکلای مدافع مبنی بر اینکه قلب سورج به دلیل بیماری و دقیقاً در همان لحظه‌ای که مأموران مهاجرت او را مجبور به قرار گرفتن در موقعیت خطرناک مهار می‌کردند، از کار افتاده، غیرمنطقی است. ادعای دولت هیچ مبنای علمی ندارد و تنها بر اساس شهادت یک پزشک است. با توجه به این موضوع، برای همه روشن است که سورج در نتیجه مهار خطرناک جان خود را از دست داده است.»

دادگاه حدود ۴۰ دقیقه طول کشید و ما سپس برای جلسه گزارش به مکان دیگری رفتیم. تیم دفاعی توضیح مختصری در مورد دفاعیات پایانی ارائه داد و همچنین تصمیم مبنی بر انصراف تنها ۹ مقام اداره مهاجرت که متهمان این دعوی بودند را گزارش و توضیح داد. پس از آن، بسیاری از افرادی که برای گزارش جمع شده بودند، سوالات مختلفی پرسیدند و من می‌توانستم شور و شوق شرکت‌کنندگان را قبل از صدور حکم بعدی حس کنم.